قنوت بهانه ای بیش نیست
برای آن هایی که تمام لحظه هایشان در نمازند
امروز عجیب دلتنگم
بغض دارم.....
بی تابم...
شاید دست های قنوتم گم شده باشد
دست های قنوتم گم شده که نخواندی ام. از این جاتا بانه. تامریوان.. تاسردشت .. تا همه ی جبهه ی غرب ...
تا همه ی نشان بی سر پریدن ها
دست های قنوتم را سپرده بودم به جوی خون تو
شاید با خودش برده باشد
ببین ......
دستهایم را به من برگردان
دستهایی پر از شکوفه های نرگس
من به آن دست ها
و به تمام داشته های کودکی و نوجوانیم
نیاز دارم
پ.ن:به شهید یوسف.ص: فکر نمی کردم با دلتنگی هایم این همه نامهربان باشی... مثل اون روز زیر گل یاس .. مثل اون دوربین دستت و عکسی که من توش نبودم ... شاید نبودنم توی اون عکس مقدمه ای بود برای نبودن امروزم...
نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 1:56 عصر روز شنبه 8 بهمن 90


