پيام
+
فندقي مريض شده و بهانه گير
دارم مي رم بيرون ميگه: نلو سل کال( نرو سر کار)
دارم کفش مي پوشم
مي گم: فاطي فلفلي
خوشش مياد و تکرار ميکنه
فاطي فندقي
بازم ميگه
ديگه بهانه يادش ميره
برگشتم مادر ميگه يه هو از شدت تب بيهوش شد
زنگ زدم باباش اومد برد
چه قدر بد مريضي بچه ها
از بس گناه دارن....
فکر کن اون وقت
يه بچه سه ساله
توي راهه اين روزها و......
رايحه ي انتظار
97/7/16
انديشه نگار
ا لهي...:(
.: ام فاطمه :.
:( انشاءالله به زودي برطرف شه
عشقستان اسماعيل
{a h=mobarez10}مبارز..{/a} ممنون وقتي ساکت هست و مظلوم دله همه پر پر.... بهش مي گن تو خوب باش اتيش سوزوندي هم ايراد نداره
عشقستان اسماعيل
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} {a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} از لطفتون ممنون هستم . دعا کنيد... تازه جون گرفته بود طفلک... الان دوباره استخون مي شه...
غزل صداقت
:'(
عشقستان اسماعيل
امروز مادرش مرخصي استعلاجي گرفته مونده خونه نياوردنش خونه ما... زنگ زدم ميگم چه طوري؟ ميگه : بهتلم ولي دماخم مياد:)
عشقستان اسماعيل
باباش بوسش ميکنه ميگه: فشالم نده دماخم مياد
رايحه ي انتظار
:'(