سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
امام حسین و ائمه(ع) - عشقستان اسماعیل ،درد دل با شهدا



امام حسین و ائمه(ع) - عشقستان اسماعیل ،درد دل با شهدا






درباره نویسنده
امام حسین و ائمه(ع) - عشقستان اسماعیل ،درد دل با شهدا
کربلایی ام البنین[289]
مگو دگر بهانه برای گرفتن نیست/ دلت برای شهیدان مگر نمی گیرد.......همین
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
امام حسین و ائمه(ع) [41]
کربلا نوشت [11]
چله ی شهیدانه [42]
شهید علم الهدا [20]
شهدای هویزه [8]
مشاوره تحصیلی [13]
یادگار شهدا [34]
پیام شهدا [5]
خاطرات شهدا [12]
درددل باشهدا [23]
دلنوشته [26]
سایر شهداء [20]
جهاد سایبری [11]
شهدای زنده [4]
انقلاب [6]
شعر وقطعه ادبی [10]
آبان 89
دی 90


لینکهای روزانه
آینده حزب الله [1319]
درددل بچه شهیدا [7]
شهیداصغری خواه [25]
شهیدرضوان خواه [27]
پرسه در خیال [5]
افق جان [506]
مشق عشق [9]
شهدای گردان لیله القدر [12]
شهید فخرالدین [281]
بی ترمززززززز [96]
خواهرشهیدکاظم [66]
برای شهدا [53]
دختران بابا عطا [103]
جایی برای اهل خدا [37]
دریا لباس.. [58]
[آرشیو(15)]


لینک دوستان
تـا یـار کـه را خـواهـــــPelAk23ــــــد
م.رضوی
بسم رب الشهدا
کبوترانه پریدید
حی علی الجهاد
دانشجویان گیاه پزشکی 89
جایی برای اهل خدا
فطرس ملک
وب نوشت های یه شیمیایی
دکتر داوود آبادی
دکتر ابراهیمی
همراز شقایق
دفتر سرخ
سنگربان
مشاور
پلخمون
وما ادراک
اشک آتش
روزهای جانبازی
عکاس مسلمان
یک جرعه انتظار
یاران ماه
گمنام مثل باباش
مهره اضافه
خاطرات،آستین خالی
قطعه 26
کفشدوزک شماره2
کبوتررضوی
شوشتر نگار
رحمت خدا
بی تاب هویزه
خاطرات چادر مشکی
مکتب عشق
شهید حکیم
یادواره شهدای گنبد
مامان پارساجون
بیانچه
مهاجر
چوب بی صدای خدا
رهرو شهدا
با ولایت زنده ایم(طاهری
دوئل
سایت 598خبری
سوزن بان
یک جرعه آفتاب
سارای بابا علی
عشق وشهادت
یه بچه شهید
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
امام حسین و ائمه(ع) - عشقستان اسماعیل ،درد دل با شهدا


لوگوی دوستان



وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :34260
بازدید امروز : 41
 RSS 

   

   1   2   3   4   5      >

توجه کردی
شقایق وقتی پرپر میشه
تازه داغ درونش هویدا میشه



پ.ن: دلم هوای پریدن دارد
یه سر هم بزنید به اینجا (برای شهیده های مظلوم و گمنام کردستان http://davodabadi.persianblog.ir/


 



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 9:15 صبح روز یکشنبه 27 فروردین 91

همه ی عمر
6سالگی اش را
بغض کرده بود
مردی که در گذر گاه کوچه
مادر مهربانش به اشاره گفت
از این ماجرا چیزی به بابا نگو


همه عمر بغض و سکوت ....



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 8:19 صبح روز یکشنبه 20 فروردین 91

صدای اذان بلند است
شهادت می دهد که بابای زهرا (س) فرستاده خداست
و شوهرش حجت خدا


و من دلم کودک خردسالی است که
دلخوشی هایش را گم کرده است
و شاید در کوچه ای بن بست
مادرش را


مادری که بابایش فرستاده خداست


پ.ن: چه خوبست که هنوز که هنوز است مناره ها فریاد می کنند. حق با علی(ع) بوده و هست. با همان اولین مظلوم عالم
تا شهادت بانو چیزی نمانده


پ.ن 2: من از شهروندان اسرائیلی متنفرم البته اگر بشود به آن ها گفت شهروند. مگر اینکه زخم پهلوی مادرم التیام یابد.
یعنی جوابی بود به ایران دوستی فریبنده زوج غاصب اسرائیلی



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 12:35 عصر روز دوشنبه 14 فروردین 91

کبود نوشتی 
تقدیم به مادرمظلوم بشریت که این روزها بیشتراز درد پهلو اسیر درد تنهایی همسرش است
قاصدک برو
خبر
پشت در
پرپر شد



پ.ن: خودم رو داغون کرد این چند کلمه....پیشاپیش ببخشید اگر آتش گرفت دلتان



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 7:54 صبح روز چهارشنبه 17 اسفند 90

به نام خدای مادر حسین (سلام الله علیها)


امشب از چشمم غزل می چکد مادر/ غزلی که مطلعش میخ گداخته است/ردیفش آه است و قافیه اش درب نیم سوخته
امشب از چشمم غزل می چکد/و چشمم انتظار می کشد /دیدار برادر متولد نشده ای را که در خون شناور است
اصل حادثه پشت در بود/وقتی تو آنجا بودی/ وگرنه شمر سگ کی بود که بخواهد سر حسین(ع).......
امشب آمده ام برای تاریکی شب هایم /نوری بگیرم از خانه ات .............


 پ.ن : بچه که بودم خانه مان یاس داشت/یاس ریشه در زمین داشت /و بویش در آسمان .....



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 8:7 صبح روز چهارشنبه 28 دی 90

رقیه جان(س)
جان شیرین شیعه
به یک سوالم جواب می دهی
وقتی لحظه آخر افسار اسب بابا را گرفتی
وقتی از رفتن نگهش داشتی که بغلت کند
نازت کند
راستش را بگو
در گوشت همان چیزی را گفت که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله )در گوش فاطمه (سلام الله علیها )اش گفته بود؟
برای همین آرام شدی و گذاشتی که برود؟
راستش را بگو
بابا در گوشت نگفت : دخترکم طاقت بیاور . زمان جدایی طولانی نیست و تو به زودی به من خواهی پیوست
همین ها را نگفت در گوشت؟


پ.ن : کاروان اسیران در راه است. این روز ها حال اهل بیت چگونه است خدایا
آیا تب امام سجاد علیه السلام فروکش کرده است؟
آن دختری که گم شده بود از کاروان پیدا شد؟
بانو رباب در چه حال است. وای اگر ربابا آب بخورد این روزها.....ب
اید مادر باشی تا بفهمی ....این روز ها شیر هست ولی علی اصغر نیست(ع)
دلم این روز ها بیشتر دنبال رباب است. شاید بانو بیشتر از بقیه پرهیز داشته باشد از نوشیدن آب.اگر آب بخورد.....
راستی سری به محمل نخورده هنوز آیا؟؟؟؟؟؟؟



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 11:28 صبح روز چهارشنبه 23 آذر 90

چه سریست
هر بار نامت را تکرار میکنم
تشنه تر می شوم
یا حسین(ع)


سرزمین عشقت
سقا مگر ندارد؟؟



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 11:15 صبح روز سه شنبه 22 آذر 90

شش ماهه گناهی نداشت
اما لشگر تاریکی می ترسید
از اینکه او هم
روزی به سن علی اکبر (ع) و عباس(ع) برسد
پس تیغ کشید
رشته ی شش ماهگی اش را
تا بگسلد
این رشته را
با طول عُمر


غافل از اینکه
او با همین سن کم
طول تمام تاریخ را
طی خواهد کرد


سه شعبه که اصابت کرد
 کوتاه شد
بعد از آن
مسیر عشق



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 8:41 صبح روز چهارشنبه 16 آذر 90

تمام شهر بوی سیب گرفته است
و من دلم
بی تاب تن تبداریست
که غروب پس فردا
تنها مرد قبیله است
سوار بر اشتری بی جهاز
پیشاپیش خواتین حرم
به سمت شام


السلام علی الحسین علیه السلام .
و علی علی ابن الحسین علیه اسلام
و علی اولاد الحسین علیه السلام
و علی اصحاب الحسین علیه السلام


بیمار چنین عاشق دلدار که دیده / در تاب و تب از عشق رخ یار که دیده
گه شده مجنون و کشد کوه مصیبت/ گاه از غم لیلا شده تبدار که دیده


پ.ن: کاش تب می کردم.
همه ی دلتنگی ام را این روزها


این متن را دوباره بخوانید: اَینَ الطالب بِدَم القتول بکربلا



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 8:1 صبح روز یکشنبه 13 آذر 90

محرمت دارد نزدیک می شود آقا
آب که می خورم نیمه راه گلویم گیر میکند
واژه واژه عالم انگاه حسین شده اند و تشنگی قسمت می کنند
اما یک چیز دیگر هم هست
یک چیز که تو فقط می دانی و بس
سوالی بپرسم؟ امسال دیگر ما را نمی خواهی؟؟؟؟


پ.ن: این روز ها گاهی احساس میکنم زبانم از دلم حسینی تر است و این بدجور آزارم می دهد


پ.ن به شخص حسین ابن زهرا سلام الله علیها .......
اشاره: میگن به نام مادرت حساس بودی و حساس بود داداشت عباس و ....



نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 8:50 صبح روز چهارشنبه 2 آذر 90

   1   2   3   4   5      >
l>